توراه اور · پاراشاها חיי שרה · مامار 2
להבין ענין משארז״ל יפה שעה אחת בתשובה ומע״ט…
برای فهمِ تعلیمِ حکیمان ما: «یک ساعت بهتر است…»
آغاز مامار دریافت PDFPDF · 1.1 MB
بهکمک هوش مصنوعی از نسخهٔ انگلیسی ما ترجمه شده و سپس در چندین مرحله با متن انگلیسی و عبری مقابله و اصلاح شده است. خودِ متن انگلیسی نیز بهوسیلهٔ خوانندگان انسانی در حال بازبینی است. اگر به زبان فارسی تسلط دارید، از یاری شما در بازبینی این ترجمه سپاسگزار خواهیم بود. برای بازبینی داوطلب شوید
مقصود اصلی
تورا (תורה, Torah) و میتصووت (מצוות, mitzvos) ریشه در اراده و حکمتِ خودِ ה׳ دارند؛ این اراده و حکمت از تابشِ حضورِ الهی (שכינה, Shechinah) که جانها در جهانِ آینده از آن بهرهمند میشوند، برتر است. تورا و میتصووت چون در چیزهای جسمانی پوشیده میشوند، جامههایی میشوند که جانِ آفریده میتواند از طریق آنها آن تابش را دریابد؛ همانگونه که موسی (משה) درون ابر خوراک مییافت. ازاینرو، یک ساعت بازگشت (תשובה, teshuvah) و اعمال نیک در این جهان، از سراسرِ زندگیِ جهانِ آینده بهتر است.
خلاصهٔ مامار
در شرحِ آیهٔ «و ابراهیم سالخورده بود و روزهای بسیار را پشت سر گذاشته بود»، این مئامر میپرسد چگونه ممکن است یک ساعت بازگشت و اعمال نیک در این جهان، از سراسرِ زندگیِ جهانِ آینده بهتر باشد، حال آنکه هدفِ آنها این است که جامههای جان باشند تا جان در آن جهان از تابشِ حضورِ الهی بهرهمند شود. نیرویِ حیاتِ الهی درونِ عوالم پنهان است و تنها از آثارش دیده میشود، همانگونه که حیاتِ جان در اندامها نمایان میشود؛ حیاتبخشیدن به عوالم فروتنیِ ה׳ است، نه عظمتِ او. جهانِ آینده دریافتی آشکار از حقیقتِ آن تابش است. جانِ آفریده تنها از راهِ جامهای آن را درمییابد، همانگونه که موسی درون ابر خوراک مییافت. تورا و میتصووت که از اراده و حکمتِ ה׳ سرچشمه میگیرند، از آن تابش برترند و در پوست، پشم و صدقه پوشیده میشوند؛ پس از جهانِ آینده فراترند، اما درعینحال جامههای آناند. سپس مبحثِ عشق میآید: اندیشیدن در شِماع (שמע, Shema) به اینکه عوالم در سرچشمهٔ خود دچار خودنفیگری (ביטול, bittul) هستند، اشتیاقی برمیانگیزد که انسان پیوسته به ה׳ پیوسته بماند؛ چون بدن نمیتواند آن حالت را در خود نگه دارد، او در شِماع تصمیم میگیرد تورا بیاموزد؛ تورا جان را با او یگانه میکند. ה׳ نیکی را در انسان از بدی جدا میسازد، و خمشدن هنگام برکتها نشانِ آن خودنفیگری است؛ این حالت باید به قلب نیز برسد.
طرح کلی
- پرسشدر آیهٔ «و ابراهیم سالخورده بود و روزهای بسیار را پشت سر گذاشته بود» آمده است: اگر بازگشت و اعمال نیک جامههای جاناند تا جان از تابشِ حضورِ الهی بهرهمند شود، چگونه ممکن است یک ساعت از آنها از سراسرِ زندگیِ جهانِ آینده بهتر باشد؟¶1–2
- نیرویِ حیاتِ پنهان و تابشِ آشکارنیرویِ حیات در عوالم پنهان است، همچون حیاتِ جان در اندامها، و بیحد است، هرچند شکلِ ظرفِ خود را میگیرد. «تمامِ زمین از جلالِ او آکنده است» و «آسمانها و زمین را من پر میکنم» هر دو راستاند؛ حیاتبخشیدن به عوالم فروتنیِ اوست. جهانِ آینده دریافتی آشکار از حقیقتِ آن تابش است.¶3–6
- جامههای جان، همچون ابرِ موسیجان، همچون بذری که از مغز کشیده میشود، فرود آمد تا آفریدهای شود؛ ازاینرو بهتنهایی نمیتواند امرِ الهی را دریابد. همانگونه که ابر سبب شد موسی از خوراکِ روحانی بهرهمند شود، تورا و میتصووت نیز که ریشه در ارادهٔ برین دارند و در چیزهای جسمانی پوشیدهاند، جامههایی میشوند که جان از طریق آنها تابش را درمییابد؛ پس آنها از آن تابش برترند.¶7–8
- عشق در شِماع و آموختنِ توراعشق و هیبت بالهایی هستند که تورا و اعمال نیک را بالا میبرند. اندیشیدن به اینکه تابش در حقیقتِ ה׳ دچار خودنفیگری است، همچون پرتوهای خورشید در خودِ خورشید، اشتیاقی برمیانگیزد که انسان پیوسته به او پیوسته بماند؛ چون بدن نمیتواند آن خودنفیگری را در خود نگه دارد، او در شِماع تصمیم میگیرد تورا بیاموزد؛ در تورا، جان حقیقتاً با ה׳ یگانه میشود.¶9–11
- ה׳ نیکی را از بدی جدا میسازدکسی که احساس میکند بدی هنوز در وجودش یکپارچه و پابرجاست، نباید نومید شود: ה׳ او را از مصر بیرون میآورد و نفسِ الهی را از نفسِ حیوانی جدا میسازد. حتی بدکاران نیز از راهِ آموختنِ تورا نور میگیرند، اما آن نور به درونِ وجودشان نمیرسد.¶12–13
- برکتها و سکونتگاهِ فرودین«مبارک هستی، ای ה׳» ה׳ را به ظهور میآورد. تا آینده، بدن آن را میپوشاند؛ پس خمشدن، خودنفیگری را در ظاهر نشان میدهد و این حالت باید به قلب نیز برسد، زیرا مقصودِ ה׳ سکونتگاهی در میانِ عوالمِ فرودین است.¶14
مفاهیم کلیدی
- تابشِ حضورِ الهیזיו השכינה
- آنچه جانها در جهانِ آینده از آن بهرهمند میشوند: دریافتی آشکار از حقیقتِ نیرویِ حیاتِ الهی که در عوالم پنهان است. این تنها تابشی است و از اراده و حکمتِ ה׳ فروتر است.
- جامهها (לבושין, levushim)לבושין
- چیزی که تورا و میتصووتِ جان برای آن فراهم میکنند؛ همچون ابرِ موسی، این جامهها به آفریده امکان میدهند امرِ الهی را دریابد، چیزی که بهتنهایی نمیتوانست دریابد.
- ارادهٔ برینרצה״ע
- ریشهٔ تورا و میتصووت که از طریق حکمتِ ה׳ با او یکی است؛ چون از تابشِ حضورِ الهی برتر است، یک ساعت اعمال نیک از سراسرِ جهانِ آینده بهتر است.
- فروتنیِ اوענותנותו
- فرودآمدنِ ה׳ تا در عوالم پوشیده شود و به آنها حیات ببخشد؛ حیاتبخشیدن به عوالم ستایشِ فروتنیِ اوست، نه عظمتِ او.
- بالها (عشق و هیبت)גדפין
- عشق و هیبت اصلِ مقصود نیستند، بلکه بالهاییاند که اصلِ مقصود، یعنی تورا و اعمال نیک، را بالا میبرند.
- خودنفیگری (بیتول)ביטול
- اینکه عوالم در سرچشمهٔ حیاتِ خود هیچاند، همانگونه که پرتوها درونِ خورشید هیچاند. انسان در شِماع به این امر میاندیشد و در برکتها با خمشدن آن را در ظاهر نشان میدهد.
- سکونتگاهی در میانِ عوالمِ فرودینדירה בתחתונים
- مقصودِ نهاییِ ה׳: سکونت در پایینترین عالم. این همان «پایانِ عمل که نخست در اندیشه است» است؛ ازاینرو «زمین نخست آفریده شد».
پرسش ¶1–2
در ارتباط با آیهٔ «و ابراهام (אברהם) سالخورده شد و روزهای بسیار را پشت سر گذاشت».
عنوانی برای گفتاری دوم و جداگانه است که بر آیهٔ آغازینِ فصل ۲۴ کتاب جِنِسیس (בראשית) بنا شده است: ابراهام سالخورده شد و «به روزها درآمد». زوهر (זהר) «روزها» را جامههای نفس میخواند، و این برداشت کلیدِ آن چیزی است که در ادامه میآید.
این عنوان، מאמר (maamar) تازهای را در همان بخش میگشاید که بر آیهای دربارهٔ سالخوردگی ابراهام بنا شده است.
مراجع
- 1ואברהם זקן בא בימים · Genesis 24:1
2להבין ענין1 משארז״ל [מה שאמרו רבותינו זכרונם לברכה] יפה שעה אחת2 בתשובה ומע״ט [ומעשים טובים] בעוה״ז מכל חיי עוה״ב [עולם הבא].3 וצריך להבין והלא תכלית תשובה ומע״ט [ומעשים טובים] הוא שמהם נעשו לבושין לנשמה4 שתוכל ליהנות מזיו השכינה בעוה״ב [בעולם הבא]
برای فهمِ آموزهٔ حکیمان ما، یادشان گرامی باد: «یک ساعت بازگشت (תשובה, teshuvah) و اعمال نیک در این جهان، بهتر از سراسر زندگیِ جهان آینده است.» و باید این را فهمید: آیا هدفِ بازگشت و اعمال نیک این نیست که از آنها جامههایی برای نفس ساخته شود، تا بتواند در جهان آینده از تابشِ حضورِ الهی (שכינה, Shechinah) بهرهمند شود،
میشنا میگوید یک ساعت بازگشت و اعمال نیک در این جهان، بهتر از سراسر زندگیِ جهان آینده است. این نکته پرسشبرانگیز است: تمام مقصودِ بازگشت و اعمال نیک این نیست که به «جامههایی» برای نفس تبدیل شوند تا نفس بتواند در جهان آینده از تابشِ حضورِ الهی بهرهمند شود؟ چگونه وسیله میتواند از هدف بزرگتر باشد؟
כמאמר הזוהר ע״פ ואברהם זקן5 בא בימים באינון יומין עילאין67 כו׳ ווי ליה לההוא גברא דגרע יומין לעילא דכד בעיין לאלבשא ליה באינון יומין יומא דפגם חסרא ליה מההוא לבושא כנ״ל.
چنانکه زوهر (זהר) دربارهٔ آیهٔ «و ابراهیم (אברהם) سالخورده بود و به روزها درآمده بود» میگوید: «در آن روزهای برین»، و غیره؛ «وای بر آن مردی که روزهایی را در بالا کاسته است! زیرا هنگامی که میآیند تا او را در آن روزها بپوشانند، روزی که آن را معیوب ساخته است از آن جامه کم است»، چنانکه پیشتر گفته شد؟
زوهر عبارتِ «ابراهیم به روزها درآمد» را چنین میفهمد که او در حالی وارد جهان آینده شد که روزهایش جامهٔ او بودند؛ هر روزِ اعمال نیک، بخشی از جامهٔ نفس میشد. کسی که روزی را تباه کرده باشد، آن روز را در جامهاش نمییابد. پس بهنظر میرسد اعمال نیک برای خاطرِ جهان آینده وجود دارند.
گفتار دوم پرسش خود را طرح میکند: اگر میتزواها فقط جامههایی برای بهرهمندی از جهان آینده باشند، چگونه یک ساعت از آنها میتواند از سراسر آن برتر باشد؟
زوهر از «روزهای برین» سخن میگوید: هر روز از زندگیِ انسان در بالا نظیری دارد که از آنچه او در آن روز انجام داده ساخته میشود. این، ریشهٔ آموزهٔ حسیدیای است که در Iggeres HaKodesh مطرح شده است: میتزواها جامههای نفس را در باغ عدن شکل میدهند.
مراجع
- 1להבין ענין · נאמרה בשנת תקנ״ז, ראה מאמרי אדה״ז הקצרים ע׳ תריז הערה 76. בכמה כת״י: שקלאוו וישלח תקנ״ז. בכת״י א׳: מברכין חשון תקנ״ז. ראה לעיל בציונים לכ״ק אדמו״ר זי״ע. אוה״ת בראשית כרך ד תשפה, ב. תתפה, א. מאמר זה נזכר בלקו״ת ואתחנן ז, ב. שה״ש יח, ג. כב, ב. באוה״ת ויחי שסו, א מציין ”בתו״א פ׳ חיי ענין ג״ע שבו גילוי הזיו בבחי׳ השגת המהות, משא״כ בעולמות בי״ע הרי עולם ל׳ העלם” ע״ש. לכללות מאמר זה ראה בסה״מ תרכ״ח ע׳ נ ואילך. סה״מ תרל״ד ע׳ נט. סה״מ תרמ״ג ע׳ כ ואילך. ד״ה לך לך תרנ״ד ע׳ נ ואילך. ד״ה וטהר לבנו עזר״ת ע׳ כו. ד״ה ואברהם זקן תשל״ח (נדפס בלקו״ש ח״כ ע׳ 315 ובסה״מ מלוקט ח״א ע׳ רפט). פלח הרמון בראשית קטו, ג.
- 2יפה שעה אחת · אבות ד, יז.
- 3יפה שעה אחת בתשובה ומע״ט בעוה״ז מכל חיי עוה״ב · Pirkei Avot 4:17
- 4שמהם נעשו לבושין לנשמה · ראה אגה״ק סי׳ כט. אוה״ת בראשית כרך ד תשפז, א. סה״מ תש״א ד״ה זכרנו לחיים ע׳ 153.
- 5כמאמר הזהר ע״פ ואברהם זקן · ח״א רכד, א. וראה שם קכט, א הלשון ”יומין עילאין”. וראה לקמן כ, ד. מו, ג. עה, ד. עט, ב. פב, א. לקו״ת שלח לח, ד. נא, ג. יוהכ״פ סט, א. שמע״צ פז, סע״ב. שה״ש טז, ג.
- 6ואברהם זקן בא בימים באינון יומין עילאין · Zohar, Vayechi 32:294–303
- 7באינון יומין עילאין · Zohar, Chayei Sara 15:114–16:121
نیرویِ حیاتِ پنهان و تابشِ آشکار ¶3–6
3והענין דהנה ענין זיו השכינה1 בעוה״ב [בעולם הבא] אינו כמו התפשטות חיות אלקות בתוך העולמות. כמ״ש ואתה מחיה את כולם2 שהחיות אלקות המתלבש תוך עלמין אינו מושג ונראה.3
توضیح این است که پرتوِ حضورِ الهی (שכינה, Shechinah) در جهانِ آینده مانند گسترشِ نیروی حیاتِ الهی درونِ عوالم نیست؛ چنانکه نوشته شده است: «و تو همه را زنده میکنی»؛ زیرا نیروی حیاتِ الهی که درونِ عوالم متلبّس است، نه درک میشود و نه دیده میشود.
پاسخ با تمایز نهادن میان دو چیز آغاز میشود. پرتوِ שכינה که در جهانِ آینده از آن بهرهمند میشوند، همان حیاتِ الهی نیست که در عوالم گسترش مییابد و آنها را زنده نگه میدارد؛ دربارهٔ آن گفته شده است: «تو همه را زنده میکنی». آن نیروی حیات که درونِ عوالم متلبّس است، نه درک میشود و نه دیده میشود.
כמשל התפשטות החיות של הנשמה תוך הגוף בהתחלקות האברים ובודאי בהחיות רוחני לא שייך כלל שיהיה בו ג״כ התחלקות החיות לחלקים כי אין ברוחניות שום תמונה וציור.
مانندِ تمثیلِ گسترشِ نیروی حیاتِ نفس در بدن، که میانِ اندامها تقسیم میشود؛ و البته در نیروی حیاتِ روحانی، تقسیمِ نیروی حیات به بخشها اصلاً معنا ندارد، زیرا در امرِ روحانی هیچ تصویر و شکلی وجود ندارد.
تمثیلی از این قرار است: حیاتِ نفس در بدن گسترش مییابد و گویی میانِ اندامها تقسیم میشود؛ بینایی در چشم و شنوایی در گوش. اما خودِ حیاتِ نفس را نمیتوان واقعاً به بخشهایی تقسیم کرد، زیرا چیزی روحانی شکل و صورتی ندارد.
این بند میان نیروی حیاتِ پنهانِ الهی درونِ عوالم و پرتوِ שכינה در جهانِ آینده تمایز میگذارد و با تمثیلی از نفس در بدن آغاز میشود.
یادداشتهای Kehot خاطرنشان میکنند که در متون دیگرِ حسیدوت گفته شده است که حتی در عالمِ آفرینش (בריאה, Beriah) نیز فقط وجودِ الوهیت، نه ذاتِ آن، درک میشود و ذاتِ آن فقط در باغ عدن درک میشود؛ همچنین توضیح میدهند که این مطلب چگونه با بیانِ لیکوتی توراه (לקוטי תורה) دربارهٔ صدورِ عوالم از فرمانروایی (מלכות) سازگار است.
مراجع
- 1דהנה ענין זיו השכינה . . השגת מהות · ראה באוה״ת פ׳ בראשית כרך ג תקל, א. וראה גם באוה״ת דברים כרך ו ד״ה למען תירא ע׳ ב׳רל, שכאן משמע שאפילו בעולם הבריאה אינו מושג המהות רק המציאות כ״א בג״ע מושג המהות, שלכאורה זה סותר למ״ש בלקו״ת פ׳ ואתחנן י, ב אופן התהוות בי״ע מבחי׳ מל׳. נזכר באוה״ת זכור ע׳ א׳תשע.
- 2ואתה מחי׳ את כולם · Nehemiah 9:6
- 3התפשטות חיות . . אינו מושג ונראה · ”ע׳ בלקו״ת ד״ה ע״כ יאמרו המושלים אשר הנשמה אינו נראה” — הג״ה בתו״א על הגיליון.
اکنون اثرِ نیرویِ حیات (חיות, chayus) در اندامها شناخته و آشکار است؛ اما ماهیت و ذاتِ חיות اصلاً دیده یا شناخته نمیشود.
آنچه در اندامها میبینیم اثرِ نیرویِ حیات است؛ یعنی حرکت و عملی که پدید میآورد. خودِ نیرویِ حیات، یعنی ماهیتِ آن، اصلاً دیده نمیشود.
כמו כן חיות אלקות המחיה כל העולמות בע״ג [בעלי גבול / בעל גבול] ותכלית בודאי אין בהחיות הרוחני בחי׳ גבול ותכלית ד״מ [דרך משל] חיות המחיה את עיגול כדור השמים2 בודאי לא יתכן לומר שגם החיות הרוחני הוא בתמונת עיגול כנ״ל
همچنین חיות الهی که به همهٔ عوالمِ محدود و متناهی حیات میبخشد: بیتردید در חיות روحانی هیچگونه حد و نهایتی نیست. برای مثال، آن חיות که به کرهٔ گردِ آسمان حیات میبخشد؛ بیتردید نمیتوان گفت که חיות روحانی نیز به شکل دایره است، چنانکه پیشتر گفته شد؛
همین امر دربارهٔ חיות الهی در عوالمِ متناهی نیز صادق است: خودِ חיות حدی ندارد. برای نمونه، آن חיות که کرهٔ گردِ آسمان را به حرکت درمیآورد، خود گرد نیست.
רק שהתפשטות החיות הוא לפי תמונת כלי המקבל החיות ואע״פ [ואף על פי] שהחיות מתלבש לתוכו מ״מ החיות עצמו אינו בגדר מקום וגבול:3
تنها گسترشِ חיות متناسب با شکلِ ظرفی است که آن را دریافت میکند؛ و هرچند חיות درون آن متلبّس میشود، بااینحال خودِ חיות در مقولهٔ مکان و حد نمیگنجد.
تنها نحوهٔ ظهورِ آن شکلِ ظرفی را میگیرد که آن را دریافت میکند. هرچند در آن ظرف متلبّس میشود، خودِ חיות به مکان یا حد مقید نیست.
این تمثیل تکمیل میشود: هم در بدن و هم در جهان، آنچه ظاهر میشود تنها اثرِ חיות است که شکلِ آن را ظرف تعیین میکند؛ حال آنکه خودِ חיות نادیدنی و نامحدود میماند.
مراجع
- 1והנה התפעלות החיות באברים · ”ע׳ לקו״ת ד״ה ונקדשתי סעי׳ א פי׳ תיבת התפעלות” הג״ה בגיליון תו״א.
- 2כדור השמים · בבוך תקצ״ה: כדור השמש.
- 3מ״מ החיות עצמו אינו בגדר מקום וגבול · ”ע׳ בתחלת ביאור שוש אשיש בלקו״ת” הג״ה בגיליון התו״א.
5ובזה יובן דכתיב מכה״כ [מלא כל הארץ כבודו]1 ותרגומו זיו יקריה2 שהוא רק זיו והתפשטות הארה בלבד.3 וכתיב את השמים ואת הארץ אני מלא.4
و با این بیان روشن میشود آنچه نوشته شده است: «تمام زمین از جلال او آکنده است»؛ و ترگوم (תרגום, Targum) آن را «فروغ جلال او» ترجمه میکند، که تنها فروغی است، یعنی صرفاً گسترشِ تابشی. و نوشته شده است: «آسمانها و زمین را من پر میکنم.»
این دو آیه را توضیح میدهد که در نگاه نخست با یکدیگر ناسازگار به نظر میرسند. سرافیم در رؤیای اشعیا ندا میدهند: «تمام زمین از جلال او آکنده است»، و ترگوم آن را «فروغ جلال او» ترجمه میکند: تنها فروغی است که در جهان گسترده میشود. اما یِرمیا از ה׳ نقل میکند که میفرماید: «آسمانها و زمین را من پر میکنم»؛ و این سخن از خودِ ה׳ است.
והענין ששניהם אמת כנ״ל5 וזשארז״ל [וזהו שאמרו רבותינו זכרונם לברכה] במקום שאתה מוצא גדולתו6 של הקב״ה שם אתה מוצא ענותנותו כו׳.
و توضیح آن این است که هر دو درستاند، چنانکه پیشتر گفته شد. و این است آنچه حکیمان ما، که یادشان برای برکت باد، گفتهاند: «هر جا بزرگیِ قدوسِ متبارک را بیابی، همانجا فروتنیِ او را مییابی» و الی آخر.
هر دو درستاند، به همان صورتی که اکنون توضیح داده شد: آنچه در جهان پوشیده است فروغ است، حال آنکه ذات ה׳ آن را پر میکند بیآنکه در آن محصور شود. مرادِ تلمود از این عبارت همین است: «هر جا بزرگیِ ה׳ را بیابی، همانجا فروتنیِ او را مییابی.»
דהיינו לא כמו שהעולם סוברים שגדולת הבורא נק׳ מה שהוא ית׳ מחיה כל העולמות שאדרבה זו היא ירידה אצלו ית׳ שמשפיל עצמו ומתלבש תוך כ״ע [כל עלמין] להחיותם ולקיימם.
یعنی نه چنانکه مردم میپندارند که آنچه بزرگیِ آفریدگار خوانده میشود، این است که او، متبارک باد، به همهٔ عوالم حیات میبخشد؛ زیرا برعکس، این برای او، متبارک باد، فرودی است: خود را فرو میکاهد و درون همهٔ عوالم پوشیده میشود تا به آنها حیات ببخشد و آنها را پایدار نگه دارد.
مردم معمولاً میپندارند بزرگیِ ה׳ در این است که به همهٔ عوالم حیات میبخشد. برعکس، این برای او فرودی است: خود را فرو میکاهد تا در عوالم پوشیده شود و به آنها حیات ببخشد و وجودشان را پایدار نگه دارد.
این بند میان «آکنده از جلال اوست» ــ که تنها به فروغ اشاره دارد ــ و «من آسمانها و زمین را پر میکنم» ــ که به خودِ ה׳ اشاره دارد ــ سازگاری برقرار میکند و نشان میدهد که پایدار نگهداشتن عوالم بازتاب فروتنیِ ה׳ است، نه بزرگیِ او.
یادداشتهای קה״ת از گفتاری متأخر (מאמר) نقل میکنند که فروغ را نوری تفسیر میکند که از نورِ بیپایان (אור אין סוף, Or Ein Sof) فرود میآید و در همهٔ عوالم پوشیده میشود تا آنها را از نیستی به هستی آورد؛ و «من» را ذاتِ بینهایتِ مطلق (אין סוף, Ein Sof) میداند که در هیچ اندازه یا حدی محصور نیست.
مراجع
- 1מכה״כ · Isaiah 6:3
- 2זיו יקריה · Targum Jonathan on Isaiah 6:3
- 3שהוא רק זיו והתפשטות הארה בלבד · ”הנמשכת מאוא״ס ומתלבשת תוך כל העולמות להוותם ולהחיותם מאין ליש” — ד״ה עטרת תפארת תרמ״ז ע׳ לה. מענין זיו השכינה — בלקו״ת האזינו עח, א מציין לכאן.
- 4את השמים ואת הארץ אני מלא · Jeremiah 23:24
- 5שו״ה והענין — כנ״ל · ”כנזכר לקמן” — הג״ה בגיליון התו״א.
- 6במקום שאתה מוצא גדולתו · Megillah 31a:12–13
6ומ״ש ואתה מחיה את כלם אינו שבח בבחי׳ גדולתו ית׳ שלגדולתו אין חקר1 ולתבונתו אין מספר2 אלא השבח הוא בבחי׳ ענוה שלו שיוכל להשפיל עצמו וכו׳.
و آنچه نوشته شده است: «و تو به همۀ آنان حیات میبخشی»، ستایشِ عظمتِ او ــ که متبارک است ــ نیست، زیرا «عظمت او فراتر از کاوش است» و «فهم او از شمار بیرون است»؛ بلکه ستایش از حیث فروتنیِ اوست، اینکه میتواند خود را فروبکاهد و مانند آن.
پس آیهٔ «تو به همۀ آنان حیات میبخشی» عظمتِ ה׳ را نمیستاید؛ مزامیر عظمت او را فراتر از کاوش و فهمش را بیرون از شمار میخواند. این آیه فروتنیِ او را میستاید، آمادگیِ او برای آنکه خود را فروبکاهد.
אבל ענין עוה״ב [עולם הבא] שנהנין מזיו השכינה הוא השגת מהות ועצמות התפשטות החיות אלקות בבחי׳ גילוי:3
اما عالمِ آینده، که در آن از پرتوِ حضورِ الهی (שכינה, Shechinah) بهره میبرند، ادراکِ ماهیت و ذاتِ گسترشِ نیرویِ حیات (חיות, chayus) الهی است، بهگونهای آشکار.
عالمِ آینده متفاوت است. آنجا نفس با بهرهمندی از پرتوِ שכינה، ماهیت و ذاتِ نیروی حیاتِ الهی را در حال گسترشیافتن بهواقع درمییابد؛ این ادراک آشکار است، نه صرفاً دریافتِ آثار آن.
این بند تمایز را چنین جمعبندی میکند: زنده نگاهداشتنِ عوالم، فروتنیِ ה׳ است و پنهان میماند؛ حال آنکه در عالمِ آینده، ذاتِ خودِ پرتوِ الهی بهنحوی آشکار ادراک میشود.
مراجع
- 1שלגדולתו אין חקר · Psalms 145:3
- 2ולתבונתו אין מספר · Psalms 147:5
- 3אבל ענין עוה״ב . . בבחי׳ גילוי · ראה באוה״ת פ׳ ויצא כרך ד תשפח, א.
جامههای جان، همچون ابرِ موسی ¶7–8
7ועתה צריך להבין איך תוכל הנשמה שהיא בחינת נברא יש ודבר בפ״ע [בפני עצמו] להשיג מהות ועצמות אלקות1 שאינו בבחי׳ השגה וגבול
اکنون باید فهمید: چگونه روح، که موجودی آفریده و هستیای مستقل و چیزی قائم به خود است، میتواند ماهیت و ذاتِ الوهیت را دریابد، درحالیکه الوهیت در حدودِ فهم و محدودیت نمیگنجد؟
پرسشی تازه مطرح میشود: روح موجودی آفریده و هستیای مستقل است. چگونه میتواند ذاتِ الوهیت را دریابد، درحالیکه الوهیت فراتر از هرگونه فهم و محدودیت است؟
ואף שהנשמה היא חלק אלוה ממעל2 הוא ד״מ [דרך משל] כענין טפת הזרע שנמשכה מן המוח שלא יתכן לומר שגם עודנה במוחו היתה טפת זרע גשמית שא״כ הי׳ [היה] נחסר מהמוח כו׳.
و با آنکه روح «بخشی از ה׳ در بالا» است، این امر، از باب تمثیل، مانند قطرهٔ نطفهای است که از مغز کشیده میشود: نمیتوان گفت که این قطره، وقتی هنوز در مغز او بود، نطفهای جسمانی بوده است؛ زیرا اگر چنین بود، مغز کاسته میشد و مانند آن.
درست است که روح «بخشی از ה׳ در بالا» است؛ اما این همانند تمثیلِ نطفهای است که از مغز کشیده میشود: تا وقتی نطفه در مغز است، قطرهای جسمانی نیست، وگرنه با جداشدنِ آن، مغز کاسته میشد.
אך שבאמת התחלת המשכתה מן המוח הוא כח רוחני לבד אלא שאח״כ בהשתלשלות ירידתה דרך חוט השדרה נשתנית ונעשית טפה גשמית.
بلکه در حقیقت، آغازِ امتدادیافتنِ آن از مغز، صرفاً نیرویی روحانی است؛ تنها پس از آن، در مراتبِ پیدرپیِ نزولش از راه نخاع، دگرگون میشود و به قطرهای جسمانی بدل میگردد.
سرچشمهٔ آن در مغز نیرویی صرفاً روحانی است؛ تنها هنگامی که از راه نخاع فرود میآید، دگرگون میشود و به قطرهای جسمانی بدل میگردد.
כן עד״מ הנשמה עיקר שרשה מבחי׳ אלקות ממש רק שנשתלשלה בירידתה להיות בחי׳ נברא יש ודבר בפ״ע [בפני עצמו] כו׳.34
به همین ترتیب، بهعنوان تمثیل، ریشهٔ اصلیِ روح از مرتبهٔ خودِ الوهیت است؛ تنها آنکه در مراتبِ نزول فرود آمده تا موجودی آفریده، هستیای مستقل و چیزی قائم به خود شود و مانند آن.
روح نیز چنین است: ریشهٔ آن خودِ الوهیت است، اما در مراتب فرود آمده تا موجودی آفریده و هستیای مستقل شود. ازاینرو، بهخودیِ خود نمیتواند ذاتِ ה׳ را دریابد.
با آنکه ریشهٔ روح الهی است، به وجودی آفریده فرود آمده است؛ پس پرسش همچنان باقی است: چگونه روحی آفریده میتواند در جهان آینده ذاتِ الوهیت را دریابد؟
تمثیلِ نطفه و مغز در תניא (תניא)، فصل ۲، در توضیحِ این آمده است که روح چگونه از «اندیشهٔ ה׳» فرود میآید و بااینحال به سرچشمهٔ خود پیوسته میماند. حاشیهای از یکی از پیروانِ مکتبِ حسیدی (חסיד, chassid) که در یادداشتهای Kehot نقل شده، میافزاید که چون روح موجودی آفریده و مستقل است، میتواند مشمولِ پاداش و کیفر باشد و برخلاف خواستِ ה׳ عمل کند.
مراجع
- 1איך תוכל הנשמה . . להשיג מהות ועצמות אלקות · ראה בסה״מ תרכ״ח ע׳ נד. סה״מ תרל״ד ע׳ נט.
- 2חלק אלוה ממעל · Job 31:2
- 3ועתה צ״ל · קטע מכאן בסה״מ תרל״ד ע׳ נט.
- 4כו׳ וא״כ איך תוכל להשיג מהות ועצמות אלקות · ”בכ״י מצאתי כו׳ לכן תוכל להיות בבחי׳ שכר ועונש שתוכל לעשות היפך הרצון כמ״ש נפש כי תחטא, וע׳ בלקו״ת ביאור שבתותי אות ב׳ וא״כ”. הג״ה בגיליון תו״א מחסיד.
8וא״כ איך תוכל להשיג מהות ועצמות אלקות. והענין דהנה כתיב ויבא משה בתוך הענן1 ויהי שם ארבעים יום וארבעים לילה לחם לא אכל23 כו׳.
پس چگونه میتواند ماهیت و ذاتِ الوهیت را دریابد؟ توضیح این است که نوشته شده: «و موسی (משה) به میان ابر درآمد... و چهل روز و چهل شب آنجا بود؛ نان نخورد...» و غیره.
پاسخ را در ماجرای موسی در سینا مییابیم: او به ابر درآمد و چهل روز و چهل شب، بیآنکه نان بخورد، در آنجا ماند.
והי׳ [והיה] גופו הגשמי ניזון ממזון רוחני לבד כמ״ש לחם אבירים אכל איש וכו׳ ממש כמו המלאכים4 ואיך יוכל להיות זה שגשמי יקבל מזון וחיות מרוחני שמובדלים זמ״ז [זה מזה] בתכלית.
و جسم مادی او تنها از خوراکی روحانی تغذیه میشد، چنانکه نوشته شده است: «آدمی نانِ نیرومندان را خورد»، و غیره؛ درست مانند فرشتگان. پس چگونه ممکن است چیزی مادی از چیزی روحانی خوراک و نیروی حیات دریافت کند، درحالیکه این دو بهکلی از یکدیگر جدا هستند؟
جسم مادی او تنها با خوراکی روحانی، مانند «نانِ نیرومندان» که خوراک فرشتگان است، زنده بود. اما چگونه جسمی مادی میتواند از چیزی روحانی تغذیه شود، درحالیکه این دو بهکلی با یکدیگر تفاوت دارند؟
אך זהו ענין הענן שהיה משה ע״ה [עליו השלום] מתכסה בו דהיינו שהיה הענן שרשו ממדרגת אלקות מאד נעלה.
اما معنای ابر همین است؛ ابری که موسی، עליוالسلام، در آن پوشیده بود: ریشهٔ ابر در مرتبهای بسیار والا از الوهیت بود،
پاسخ در ابری است که موسی را پوشانده بود. ریشهٔ ابر در مرتبهای بسیار والا از الوهیت بود.
אך שנשתלשל ונתגשם להיות לבוש למשה ע״ה [עליו השלום] שע״י יוכל להשיג אלקות והיה לו למזון כמשל אדם הרואה ומסתכל באור צח דרך יריעה.
اما آن ابر پلهپله فرود آمد و مادی شد تا پوششی برای موسی، עליוالسلام، باشد؛ پوششی که از طریق آن میتوانست الوهیت را دریابد، و آن ابر خوراک او بود. این مانند کسی است که از ورای پردهای به نوری درخشان مینگرد و در آن خیره میشود.
از آن مرتبه، ابر پلهپله فرود آمد و مادی شد؛ پوششی برای موسی که از طریق آن میتوانست الوهیت را دریابد، و همین خوراک او بود. مانند نگاهکردن به نوری خیرهکننده از ورای پرده: پرده امکان دیدن چیزی را میدهد که نمیتوان مستقیم به آن نگریست.
כמו כן תורה ומצות מעשיות ששרשם מרצה״ע [מרצון העליון] מחכמתו ית׳ שהם מיוחדים בו ית׳ הוא חכים5 כו׳
همینطور تورات و mitzvos (מצות) عملی، که ریشهشان از ارادهٔ برین و از حکمتِ او، متبارک باد، است؛ و با او، متبارک باد، یگانهاند: «او حکیم است»، و غیره،
تورات و mitzvos عملی نیز به همینسان عمل میکنند. ریشهٔ آنها در اراده و حکمتِ برینِ ה׳ است که با او یگانهاند؛ چنانکه دعای الیاهو در تیکونی زوهار میگوید: او «حکیم است، اما نه با حکمتی شناختنی».
שהם למעלה מזיו השכינה שהוא רק התפשטות החיות כו׳ ונשתלשלו ונתפשטו ונתלבשו בעניני זה העולם הגשמי כמו קלף של תפלין וצמר של ציצית וצדקה כו׳
که از فروغِ حضورِ الهی (שכינה, Shechinah) بالاترند؛ فروغی که تنها گسترشِ نیروی حیات است، و غیره. آنها پلهپله فرود آمدند، گسترش یافتند و در امور این جهان مادی پوشیده شدند؛ مانند پوستِ تِفیلین، پشمِ تسیتسیس و صدقه، و غیره.
پس آنها از فروغِ حضورِ الهی بالاترند؛ فروغی که تنها گسترشِ حیات الهی است. بااینحال، آنها فرود آمدند و در چیزهای مادی پوشیده شدند: پوستِ تفیلین، پشمِ تسیتسیس و صدقه.
כשאדם עוסק בתורה ובמצות נעשה לנשמתו לבושים6 שנתלבש בהם בגעה״ע [בגן עדן העליון] שע״י תוכל הנשמה שהיא בחי׳ נברא להשיג זיו השכינה עצמות אלקות.
وقتی انسان به تورات و mitzvos میپردازد، برای روحش پوششهایی فراهم میشود که روح در آنها در باغِ عدنِ برین (גן עדן העליון, Gan Eden HaElyon) پوشیده میشود؛ و از طریق آنها روح، که موجودی آفریدهشده است، میتواند فروغِ حضورِ الهی، یعنی ذاتِ الوهیت، را دریابد.
وقتی انسان تورات را میآموزد و mitzvos را بهجا میآورد، اینها در باغ عدنِ برین پوششهایی برای روح او میشوند. آنها، مانند ابرِ موسی، به روحی که آفریدهشده است امکان میدهند فروغِ حضورِ الهی، یعنی ذاتِ الوهیت، را دریابد.
וזהו יפה שעה אחת בתשובה ומע״ט [ומעשים טובים]7 שהם שרשם מרצה״ע [מרצון העליון] ב״ה. מכל חיי עוה״ב [עולם הבא] שהוא רק זיו השכינה כידוע מ״מ הם נקראים לבושים שע״י תוכל להשיג זיו השכינה וד״ל [ודי למבין]:
و این معنای این سخن است: «یک ساعت بازگشت (תשובה, teshuvah) و اعمال نیک بهتر است»، که ریشهشان از ارادهٔ برینِ او، متبارک باد، است، «از همهٔ زندگیِ جهانِ آینده»، که تنها فروغِ حضورِ الهی است، چنانکه دانسته است. بااینهمه، آنها پوشش نامیده میشوند، زیرا از طریقشان [روح] میتواند فروغِ حضورِ الهی را دریابد. و این برای کسی که میفهمد کافی است.
این پاسخِ پرسش آغازین است. یک ساعت بازگشت و اعمال نیک به ریشهٔ خود در ارادهٔ برین میرسد؛ ارادهای که از همهٔ زندگیِ جهانِ آینده، یعنی فروغِ حضورِ الهی، بالاتر است. آنها تنها در نسبت با روح پوشش نامیده میشوند، زیرا وسیلهای هستند که روح از طریق آن فروغ را درمییابد.
همانگونه که ابر به موسی امکان داد از الوهیت تغذیه شود، تورات و mitzvos ارادهٔ ה׳ هستند که در چیزهای مادی پوشیده شدهاند. آنها در مقام پوشش، روح را قادر میسازند فروغِ حضورِ الهی را دریابد؛ اما در ریشهٔ خود از آن فروغ بالاترند. ازاینرو یک ساعت اعمال نیک از سراسر جهانِ آینده بهتر است.
یادداشتهای کِهوت بررسی میکنند که آیا موسی از خوراکی روحانی تغذیه میشد یا از «نانِ نیرومندان»؛ این دو دیدگاه در تلمود (Yoma 75b) آمدهاند. آن یادداشتها پیشنهاد ربی (הרבי) را نیز نقل میکنند که شاید تفاوت دیدگاهها به این بستگی داشته باشد که موسی از ה׳ میآموخت یا مطالب را بهتنهایی مرور میکرد. در گفتاری متأخرتر (מאמר) تمایزی بیان شده است: بهطور کلی، تورات و mitzvos هر دو پوششاند، اما در جزئیات، تنها mitzvos پوششها («روزها») هستند، درحالیکه تورات «پیر» (זקן, zaken) است.
مراجع
- 1ויבא משה בתוך הענן · Exodus 24:18
- 2לחם לא אכל · Exodus 34:28
- 3לחם לא אכל · Shemot Rabbah 47:5
- 4לחם אבירים . . כמו המלאכים · Psalms 78:25
- 5הוא חכים · Tikkunei Zohar 17a
- 6עוסק בתורה ובמצות נעשה לנשמתו לבושים · ראה בד״ה ואברהם זקן תשל״ז (נדפס בסה״מ מלוקט כרך ד ע׳ נה) הערה 27 שכ״ה גם בתו״א פ׳ משפטים עט, סע״ג. ובכ״מ. שבדרך כלל תורה ומצות הם בחי׳ לבושים אבל בפרטיות רק המצות הם לבושים (”ימים”), משא״כ התורה הו״ע ”זקן” ע״ש. לקמן לג, א. מציין לכאן. וראה לקו״ת שלח לח, ד.
- 7יפה שעה אחת בתשובה ומע״ט · Pirkei Avot 4:17
عشق در شِماع و آموختنِ تورا ¶9–11
9ועתה צריך להבין ענין אוי״ר [אהבה ויראה] שהם רק גדפין לבד להגביה עיקר הדבר שהם תורה ומע״ט [ומעשים טובים]. ולהבין מהות האהבה מה היא. הנה בק״ש [בקריאת שמע] צריך שימליכוהו למעלה ולמטה ולד׳ רוחות העולם.1
اکنون باید فهمید عشق و هیبت (אהבה ויראה, ahavah veyirah) چیست، [با توجه به اینکه] آنها تنها «بالهایی» هستند برای بالا بردن اصلِ امر، یعنی توراه (תורה, Torah) و کارهای نیک. و [باید] حقیقتِ عشق را فهمید: چیست؟ اکنون، در قرائتِ شِماع (קריאת שמע, Shema)، باید او را در بالا و پایین و در چهار جهتِ جهان به پادشاهی نشاند.
پرسشی تازه مطرح میشود: عشق و هیبت به ה׳ «بالهایی» خوانده میشوند که اصلِ امر، یعنی توراه و کارهای نیک، را بالا میبرند. پس حقیقتِ این عشق چیست؟ تلمود میگوید هنگام گفتنِ «یک» در קריאת שמע باید ה׳ را در بالا و پایین و در هر چهار جهت به پادشاهی نشاند.
פי׳ דכתיב מכה״כ [מלא כל הארץ כבודו] ותרגומו זיו יקריה2 שהוא רק זיו והתפשטות והארה בלבד המתלבשת תוך כ״ע [כל עלמין] וכתיב את השמים ואת הארץ אני מלא3 בבחי׳ עצמות אלקות שאינו נתפס תוך מדה וגבול.
توضیح: نوشته شده است: «تمام زمین از جلال او آکنده است»، و ترگوم (תרגום, Targum) آن [چنین ترجمه میکند]: «پرتوِ جلال او»؛ که تنها پرتویی، گسترشی و تابشی است که در همهٔ عوالم پوشیده میشود؛ و نوشته شده است: «من آسمانها و زمین را پر میکنم»؛ این در مرتبهٔ ذاتِ الوهیت است، که در اندازه و حد نمیگنجد.
معنای این به پادشاهی نشاندن بر دو آیهای استوار است که پیشتر بررسی شدند: «جلالی» که زمین را پر میکند، تنها پرتویی است که در عوالم پوشیده میشود، حال آنکه «من آسمانها و زمین را پر میکنم» به ذاتِ الوهیت اشاره دارد؛ ذاتی که هیچ اندازه و حدی نمیتواند آن را دربرگیرد.
והענין ששניהם אמת כו׳. כמשל בטול זיו השמש במקור השמש עצמה כידוע שבאמת עצמות אלקות מלא כל הארץ. אך מה שהוא מתפשט תוך כלי וגבול הוא בטל ונכלל במהו״ע [במהותו ועצמותו] אלקות כו׳.
و توضیح آن است که هر دو حقیقت دارند و غیره؛ مانند مثالِ خودنفیگری (ביטול, bittul) پرتوِ خورشید در سرچشمهاش، یعنی خودِ خورشید، چنانکه معروف است؛ زیرا در حقیقت، ذاتِ الوهیت تمام زمین را پر میکند. اما آنچه در ظرف و حد گسترش مییابد، در ذات و ماهیتِ الوهیت خودنفی میشود و در آن مندرج میگردد و غیره.
هر دو حقیقت دارند؛ همچون پرتوهای خورشید که در درون خودِ خورشید هیچ استقلالی ندارند. ذاتِ الوهیت در حقیقت تمام زمین را پر میکند، و هر آنچه در ظرفی و در حدی گسترش مییابد ــ از جمله عوالم ــ در آن ذات خودنفی و جذب میشود.
بخش سوم میپرسد عشق به ה׳ چیست و پاسخ را از طریق «به پادشاهی نشاندن» ה׳ در همهجا در قرائتِ שמע بیان میکند: عوالم تنها پرتوییاند که در ذاتِ الوهیت خودنفی شدهاند؛ ذاتی که همهچیز را پر میکند.
تصویر عشق و هیبت بهعنوان «بالهایی» که توراه و מצוות (mitzvos) را بالا میبرند، در تَانیا (תניא)، فصلهای 40–41، بهتفصیل بسط یافته است. مثالِ پرتوهای خورشید که در خودِ خورشید خودنفی میشوند، همان مثالی است که تَانیا در Shaar HaYichud VehaEmunah (שער היחוד והאמונה) برای یگانگیِ برتر (יחודא עילאה, yichuda ila'ah) به کار میبرد.
مراجع
- 1שימליכוהו למעלה ולמטה ולד׳ רוחות העולם · Berakhot 13b:15–16
- 2זיו יקריה · Targum Jonathan on Isaiah 6:3
- 3את השמים ואת הארץ אני מלא · Jeremiah 23:24
10והנה כשיתבונן אדם היטב בזה בפסוד״ז [בפסוקי דזמרה] ובק״ש [ובקריאת שמע] איך שבאמת הוא כן שהעולמות בטלים במקור חיותם רק מפני שהאדם הוא בכלי גשמי הגוף
اکنون، هنگامی که انسان در آیاتِ ستایش (פסוקי דזמרה, Pesukei deZimra) و در قرائتِ شِماع (קריאת שמע, Shema) بهخوبی در این امر تأمل میکند که حقیقتاً چنین است: عوالم در سرچشمهٔ حیات خویش هیچ استقلالی ندارند؛ و تنها از آنرو که انسان در ظرفی جسمانی، یعنی بدن، قرار دارد،
انسان باید هنگام خواندن آیاتِ ستایش پیش از شِماع و نیز در خودِ شِماع، با دقت در این امر تأمل کند. درمییابد که عوالم حقیقتاً در سرچشمهٔ خود هیچ استقلالی ندارند و تنها به این سبب نمیتواند این حقیقت را ببیند که در بدنی جسمانی زندگی میکند.
שהוא משכא דחויא שמתגדל ומתרבה מגשמיות המסתיר ומעלים שלא יוכל לראות בעיני ראי׳ [ראיה] חושית אזי יתעורר בלב תשוקה שיהי׳ [שיהיה] קשור בהתבוננות זו כל היום ולא יפרד ממש כלל.
بدنی که «پوستِ مار» است و بر اثر جسمانیتی که پنهان میسازد و پوشیده میدارد، فزونی مییابد و رشد میکند، بهگونهای که انسان نمیتواند با چشمِ دیدِ حسی [آن را] ببیند؛ آنگاه شوقی در دلش برانگیخته خواهد شد تا تمام روز به این تأمل پیوسته بماند و بههیچوجه از آن جدا نشود.
این همان بدن است که در קבלה «پوستِ مار» نامیده میشود؛ از خوراک جسمانی رشد میکند و حقیقت را از حواس او پنهان میدارد. هنگامی که به این شیوه تأمل میکند، در دلش شوقی بیدار میشود که تمام روز به این اندیشه پیوسته بماند و هرگز از آن جدا نشود.
تأمل در نماز دربارهٔ بیاستقلالیِ عوالم در سرچشمهٔ حیاتشان، عشق را پدید میآورد: شوقی برای آنکه انسان با وجود بدنی که این حقیقت را میپوشاند، تمام روز به آن حقیقت پیوسته بماند.
«پوستِ مار» نامی عرفانی برای بدن جسمانی است؛ بدنی که در پی تأثیر مار بر آدم (אדם הראשון) و حوّا (חוה) پدید آمد و نورِ جان را پنهان میدارد. در سنتِ קבלה (Kabbalah؛ [عرفان باطنیِ یهودی]) به بدن جسمانی «پوستِ مار» میگویند.
11וזהו קבלת מ״ש בפסוק ראשון ואהבת1 שיהי׳ [שיהיה] הוי׳ אלקיך שיהא תמיד קשור בהתבוננות זו ביטול העולמות להמחי׳ [להמחיה] ומהווה אותם רק מפני היות
و این پذیرشِ آن چیزی است که در آیهٔ نخست گفته شده است: «و دوست بدار»؛ یعنی ה׳، אלקיםِ تو باشد، تا انسان پیوسته به این تأمل پیوند داشته باشد: اینکه عوالم در برابر آن یگانهای که به آنها حیات میبخشد و آنها را به وجود میآورد، در حالِ خودنفیگری (ביטול, bittul) باشند. فقط از آنرو که
پذیرفتنِ آیهٔ نخستِ شِماع، «بشنو، ای اسرائیل... ה׳ یکی است»، یعنی برعهده گرفتنِ این تأمل. سپس «و ה׳، אלקיםِ تو را دوست بدار» یعنی ה׳ ــ که فراتر از عوالم است ــ «אלקיםِ تو» شود؛ یعنی انسان همواره به تأمل دربارهٔ خودنفیگریِ عوالم در برابر آن یگانهای پیوند داشته باشد که به آنها حیات و هستی میبخشد.
כי גופו הגשמי לא יוכל לקבל ביטול אמתי הנ״ל יגמור בדעתו בק״ש [בקריאת שמע] ענין לימוד התורה באמרו ודברת בם.2
اما چون جسمِ مادیِ او نمیتواند خودنفیگریِ حقیقیِ یادشده را تاب بیاورد، باید در ذهن خود، هنگامِ قرائتِ שמע (Shema)، عزم کند که به مطالعهٔ تورا (תורה, Torah) بپردازد، چنانکه میگوید: «و دربارهٔ آنها سخن خواهی گفت.»
اما جسمِ مادیِ او نمیتواند آن خودنفیگریِ حقیقی را در سراسر روز تاب بیاورد. پس در قرائتِ شِماع، در ذهن خود عزم میکند که تورا را بیاموزد، چنانکه میگوید: «و دربارهٔ آنها سخن خواهی گفت.»
דהיינו שנפשו האלקית בעסקו בתורה נעשה יחוד אמתי עם התורה ואורייתא וקוב״ה [וקודשא בריך הוא] כולא חד3 ממש
یعنی، هنگامی که نفسِ الهی (נפש האלקית, Nefesh Elokis) او به تورا میپردازد، با تورا یگانگیای حقیقی مییابد؛ و تورا و قدوسِ متبارک (קב״ה / קודשא בריך הוא, Kudsha Brich Hu) همگی حقیقتاً یکیاند.
هنگامی که نفسِ الهی به تورا میپردازد، حقیقتاً با تورا یکی میشود؛ و زوهر (זהר, the Zohar) میآموزد که تورا و قدوسِ متبارک یکسره یکی هستند.
כי אורייתא מח״ע [מחכמה עילאה] נפקת45 ונתלבשה בעניני זה העולם וכשאדם מלביש נפשו האלקית בעניני לימוד התורה שבזה העולם
زیرا تورا از حکمتِ برین (חכמה, Chochmah) صادر شد و در امورِ این جهان پوشیده گشت؛ و هنگامی که انسان نفسِ الهیِ خود را در امورِ مطالعهٔ تورا در این جهان میپوشاند،
تورا از حکمتِ برین صادر شد و در امورِ این جهان پوشیده گشت. در اینجا، در پایین، انسان نفسِ الهیِ خود را با مطالعهٔ آن میپوشاند.
אזי גם שרש נפשו למעלה מתלבש ג״כ בתורה שלמעלה עד רום המעלות ונעשה שם יחוד גמור. וזהו הקב״ה יושב ושונה כנגדו67 כנ״ל. וזהו ה׳ צלך8 פי׳ כמו צל.
آنگاه ریشهٔ نفسِ او در بالا نیز در تورای بالا پوشیده میشود، تا بلندترین مراتب، و در آنجا یگانگیای کامل پدید میآید. و این [معنایِ] «قدوسِ متبارک مینشیند و در برابر او میآموزد» است، چنانکه پیشتر گفته شد. و این همان «ה׳ سایهٔ توست» است؛ یعنی همچون سایه.
آنگاه ریشهٔ نفسِ او در بالا نیز در تورا، آنگونه که در بالا هست، پوشیده میشود؛ تا بالاترین مراتب، و در آنجا یگانگیای کامل رخ میدهد. از همین روست که میدراش (מדרש, Midrash) میگوید وقتی انسان میآموزد، קב״ה مینشیند و در برابر او میآموزد؛ و از همین روست که مزمور میگوید: «ה׳ سایهٔ توست»؛ یعنی او همان کاری را میکند که ما میکنیم، چنانکه سایه از حرکتهای انسان پیروی میکند.
از آنجا که جسم نمیتواند تأملِ پیوسته را تاب بیاورد، محبتِ برآمده از شِماع در مطالعهٔ تورا دنبال میشود؛ مطالعهای که نفس را با تورا و از اینرو با קב״ה یکی میکند، تا به ریشهٔ برینِ نفس میرسد.
در قرائتِ حاسیدی، «ה׳ سایهٔ توست» بدین معناست که پاسخِ ה׳ رفتارِ خودِ انسان را بازمیتاباند، همانگونه که سایه از تن پیروی میکند. در اینجا مقصود آن است که وقتی انسان در پایین تورا میآموزد، ה׳ نیز، گویی، در بالا در برابر او میآموزد.
مراجع
- 1ואהבת · Deuteronomy 6:5
- 2ודברת בם · Deuteronomy 6:7
- 3ואורייתא וקוב״ה כולא חד · נסמן לקמן נז, ג.
- 4אורייתא מח״ע נפקת · Zohar II, 85a
- 5אורייתא מח״ע נפקת · Zohar, Mishpatim 20:502–511
- 6הקב״ה יושב ושונה כנגדו · ראה תדב״א רבה רפי״ח. יל״ש איכה רמז תתרלה.
- 7הקב״ה יושב ושונה כנגדו · Tanna DeBei Eliyahu Rabbah 18:1–2
- 8ה׳ צלך · Psalms 121:5
ה׳ نیکی را از بدی جدا میسازد ¶12–13
12והנה כתיב אני הוי׳ אלהיכם אשר הוצאתי אתכם מארץ מצרים. פי׳ שלא יאמר האדם בדרך שפלות האיך יגיע למדרגת היחוד בתורה ותפלה מאחר
اکنون نوشته شده است: «من، ה׳، אלקים شما هستم؛ آنکه شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم.» مقصود این است که انسان نباید از سرِ فروتنی بگوید: «چگونه به مرتبهٔ یگانگی در تورا و دعا خواهم رسید، حال آنکه
شِماع با این آیه پایان مییابد: «من ה׳، אלקיםِ شما هستم؛ آنکه شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم.» پیام آن این است که انسان نباید با فروتنی بگوید: «چگونه میتوانم در تورا و دعا به یگانگی با ה׳ برسم؟»
שהוא עדיין אינו סור מרע גמור כו׳ והוא עדיין בשלימות אצלו. זאת ישיב אל לבו שהשם הוא המוציא אותו מארץ מצרים.
هنوز بهطور کامل از شرّ روی نگرداندهام و غیره، و [شرّ] هنوز در وجودم بهتمامی پابرجاست؟» این را باید به دل بسپارد: ה׳ اوست که او را از سرزمین مصر بیرون میآورد.
او نباید بهسببِ اینکه هنوز بهطور کامل از شرّ روی نگردانده و شرّ هنوز در وجودش پابرجاست، از این کار بازبماند. باید به دل بسپارد که ה׳ او را از «مصر»، یعنی از محدودیتهای خودش، بیرون میآورد.
פי׳ שהוא מבדיל ומפריש בנפשו הטוב מן הרע הנפש אלקית מנה״ב [מנפש הבהמית] כשהוא עדיין לא עשה רע בפו״מ [בפועל ממש].1
مقصود این است که او در درونِ جانش، نیکی را از بدی، نفسِ الهی (נפש האלקית, Nefesh Elokis) را از نفسِ حیوانی (נפש הבהמית, Nefesh HaBahamis) جدا و متمایز میسازد، درحالیکه او هنوز در عمل مرتکب بدی نشده است.
یعنی ה׳ خود، تا زمانی که او هنوز در عمل مرتکب بدی نشده است، نیکی را از بدی در درون او، و نفسِ الهی را از نفسِ حیوانی جدا میسازد. یگانگی او با ה׳ در تورا و دعا منتظر نمیماند تا او نخست پالایشِ خویش را به پایان برساند.
آیهٔ خروج از مصر پاسخی به فردِ دلسرد است: ה׳ است که نفسِ الهی را از نفسِ حیوانی در درون او جدا میسازد، تا بتواند در تورا و دعا به یگانگی برسد، حتی پیش از آنکه از شرّ رها شده باشد.
«مصر» (מצרים, Mitzrayim) در آموزههای حسیدوت (חסידות, Chassidus؛ آموزههای عرفانیِ حسیدی) بهصورت מצרים (meitzarim؛ تنگناها) خوانده میشود: تنگناها و محدودیتهای جان. این نکته بازتابدهندهٔ تعلیمِ تَنیا (תניא) است که بینونی (בינוני, beinoni؛ فردِ میانه)، که شرّش هنوز از ریشه برکنده نشده، همچنان میتواند با اندیشه، گفتار و کردار، بهتمامی ה׳ را خدمت کند.
مراجع
- 1אני ה׳ אלקיכם · Numbers 15:41
13ואפי׳ [ואפילו] רשע גמור הוא ממשיך בנפשו האלקית1 בעסקו בתורה רק שעליו נאמר ולרשע אמר אלקים2 מה לך לספר חוקי.
و حتی شخصی که کاملاً شرور است، هنگامی که به تورات اشتغال میورزد، [نور] را به درونِ نفسِ الهی (נפש האלקית, Nefesh Elokis) خود فرومیکشاند؛ بااینحال، دربارهٔ او گفته شده است: «اما אלקים (Elokim) به شرور گفت: تو را با بازگوییِ احکام من چه کار؟»
حتی شخصی که کاملاً شرور است، هنگام مطالعهٔ تورات، نور الهی را به درونِ نفسِ الهی خود فرومیکشاند. اما مزامیر دربارهٔ او میگوید: «אלקים به شرور گفت: تو را با بازگوییِ احکام من چه کار؟»
פי׳ שאין תועלת לנפשו האלקי׳ מפני שעליו נאמר ותשלך דברי אחריך3 שלא יוכל להמשיך בתוך פנימיותו וד״ל [ודי למבין]:
یعنی، نفسِ الهیِ او از این کار هیچ سودی نمیبرد؛ زیرا دربارهٔ او گفته شده است: «و سخنان مرا پشت سر خود افکندی»؛ ازاینرو نمیتواند [آن را] به درونِ وجودِ خود بکشاند. و این برای آنکه میفهمد بس است.
مطالعهاش برای نفسِ الهیِ او سودی ندارد، زیرا، چنانکه آیهٔ بعد میگوید، «سخنان مرا پشت سر خود افکندی»: نور نمیتواند به درونِ وجود او راه یابد. عبارتِ «این برای آنکه میفهمد بس است» به نکتهای عمیقتر اشاره دارد که ناگفته گذاشته شده است.
این بند حدی را مشخص میکند: مطالعهٔ تورات حتی برای شروران نیز نور را فرومیکشد، اما کسی که کلامِ ה׳ را «پشت سر خود میافکند»، نمیتواند آن نور را به درونِ خود راه دهد.
یادداشتی حاشیهای بر תורה אור (תורה אור)، که در یادداشتهای Kehot به آن ارجاع شده است، در اینجا به Pardes Rimonim (פרדס רמונים)، Shaar HaNeshamos، پایان فصل ۱۱، اشاره میکند.
مراجع
- 1ואפי׳ רשע גמור הוא ממשיך בנפשו האלקית · ”ראה פרדס שער הנשמות סוף פרק יא” הג״ה בגיליון תו״א.
- 2ולרשע אמר אלקים · Psalms 50:16
- 3ותשלך דברי אחריך · Psalms 50:17
برکتها و سکونتگاهِ فرودین ¶14
14והנה בענין ברכות. ברוך אתה הוי׳ פי׳ ברוך הוא המשכה ורבוי שיהי׳ [שיהיה] הוי׳ שהוא בחי׳ צמצום והתפשטות כו׳ יהי׳ [יהיה] בחי׳ אתה לנוכח התגלות כו׳.
اکنون، دربارهٔ برکات: «مبارک تویی، نامِ چهارحرفی (ה׳, Havayah)». یعنی واژهٔ «مبارک» (ברוך, baruch) به معنای فرودآوردن و فزونیبخشیدن است؛ تا نامِ ה׳، که مرتبهٔ انقباض و گسترش و جز آن است، به مرتبهٔ «تو» برسد؛ یعنی [مخاطبِ] رودررو، آشکار و جز آن.
اکنون دربارهٔ برکات است. «مبارک تویی، ה׳»: باروخ، یعنی «مبارک»، به معنای فرودآوردن و فزونیبخشیدن است. نام ה׳، که هم انقباض و هم گسترش را دربرمیگیرد، فرود آورده میشود تا به صورتِ «تو» درآید؛ خطابی رودررو و آشکار.
אך להיות כי הגוף הוא המסתיר ומחשיך רק לע״ל [לעתיד לבוא] יהיה התגלות אלקות וראו כל בשר1 ויהי׳ [ויהיה] בבחי׳ ביטול אבל עכשיו צריך להראות עכ״פ [על כל פנים] ענין הביטול בחיצוניות בכריעה והשתחוא׳ [והשתחואה] בראש הכורע כורע בברוך.2
اما چون جسم است که پنهان میکند و تاریک میسازد، و تنها در زمانِ آینده الوهیت آشکار خواهد شد، «و همهٔ بشر خواهند دید» و [در حالتِ] خودنفیگری (ביטול, bittul) خواهند بود، اکنون [ازاینرو] باید دستکم خودنفیگری را در ظاهر نشان داد؛ با خمشدن و به سجده بردنِ سر: «آنکه خم میشود، هنگام گفتنِ “مبارک” خم میشود».
بااینحال، جسم الوهیت را پنهان و تاریک میکند؛ تنها در زمانِ آینده آشکار خواهد شد، آنگاه که «همهٔ بشر خواهند دید» و خودنفیگر خواهند بود. پس اکنون باید دستکم خودنفیگری را در ظاهر نشان داد و سر را خم کرد، چنانکه تلمود میگوید: آنکه خم میشود، هنگام گفتنِ «مبارک» خم میشود.
וענין רופא חולים וגואל ישראל ומברך השנים הם כלים לבחי׳ המשכה והתגלות אלקות כו׳ והכורע צריך שיראה איסר כנגד לבו.3
و [برکتهای] «شفادهندهٔ بیماران»، «رهاییبخشِ اسرائیل» و «برکتدهندهٔ سالها» ظرفهایی برای مرتبهٔ فرودآوردن و آشکارشدنِ الوهیت و جز آن هستند. و آنکه خم میشود باید [چنان خم شود که] [سکهای خرد] (איסר, issar) روبهروی قلبش دیده شود.
برکتهای مشخصِ نماز عمیده، «شفادهندهٔ بیماران»، «رهاییبخشِ اسرائیل» و «برکتدهندهٔ سالها»، ظرفهایی برای فرودآوردن و آشکارساختنِ الوهیتاند. تلمود میگوید باید چنان خم شد که سکهای خرد، איסר، روبهروی قلب دیده شود.
פי׳ עיקר המשכה יהי׳ [יהיה] במוח עד שיתפשט ג״כ בלבו אפי׳ [אפילו] מעט היינו בחי׳ איסר (ועמ״ש לקמן בפי׳ אוסרי לגפן)4
یعنی فرودآوردنِ اصلی در مغز خواهد بود، تا در قلب او نیز گسترش یابد، هرچند اندک؛ این همان مرتبهٔ איסר است (و آنچه در ادامه دربارهٔ معنای «بستن (אוסרי, osri) به تاک» نوشته شده، بنگرید).
یعنی فرودآوردن باید عمدتاً در ذهن باشد، اما دستکم اندکی نیز به قلب گسترش یابد. واژهٔ איסר با אוסרי، به معنای «بستن»، پیوند دارد؛ چنانکه תורה אור در ادامه، ذیل آیهٔ «کرهاش را به تاک میبندد»، توضیح میدهد.
שהוא בחי׳ חפץ כדכתי׳ [כדכתיב] הודו על ארץ ושמים5 אפי׳ [אפילו] בבחי׳ זיו והתפשטות החיות המלובש תוך כ״ע [כל עלמין] ותכלית הכוונה להיות לו דירה בתחתונים וסוף מעשה במחשבה תחלה נעוץ סופן בתחלתן67 ולכן ארז״ל [אמרו רבותינו זכרונם לברכה] ארץ נבראת תחלה8 כו׳:
که مرتبهٔ خواست است، چنانکه نوشته شده: «شکوهِ او بر زمین و آسمانهاست»؛ حتی در مرتبهٔ پرتوافکنی و گسترشِ نیروی حیات که در همهٔ عوالم پوشیده است. و غایتِ مقصود آن است که برای او سکونتگاهی در میانِ عوالمِ فرودین (דירה בתחתונים, dirah betachtonim) باشد؛ و «فرجامِ کردار، نخست در اندیشه است» و «پایانشان در آغازشان فرو رفته است». ازاینرو حکیمان ما، یادشان گرامی باد، گفتهاند: «زمین نخست آفریده شد» و جز آن.
این بستن، خواست است: خواستِ ה׳ که «شکوهِ او بر زمین و آسمانهاست»، حتی به پرتوافکنیای میرسد که در همهٔ عوالم پوشیده است. غایتِ مقصودِ او سکونتگاهی در میانِ عوالمِ فرودین است. آنچه در کردار در پایان میآید، در اندیشه نخست بوده است و پایان در آغاز فرو رفته است؛ ازاینرو حکیمان گفتهاند که زمین نخست آفریده شد.
برکات، نام ה׳ را به ظهورِ آشکار فرود میآورند. تا زمانِ آینده، این خودنفیگری را با خمشدن نشان میدهیم؛ و فرودآوردن باید به قلب نیز برسد، نه فقط به ذهن، زیرا خواستِ ژرفِ ה׳ آن است که در پایینترین مرتبه سکونتگاهی داشته باشد؛ مرتبهای که در اندیشهٔ او نخست بوده است.
«پایانشان در آغازشان فرو رفته است» (ספר יצירה) در حَسیدوت چنین فهمیده میشود که پایینترین مرتبه در بالاترین مرتبه ریشه دارد: زمینِ مادی، که در ترتیبِ آفرینش آخر است، در مقصودِ ה׳ نخست بوده است. یادداشتهای Kehot به گفتار (מאמר) آغازینِ תורה אור اشاره میکنند که این اصل را از راهِ نور مستقیم و نورِ بازتابیافته توضیح میدهد.
مراجع
- 1וראו כל בשר · Isaiah 40:5
- 2הכורע כורע בברוך · Berakhot 12a:24–26
- 3שיראה איסר כנגד לבו · Berakhot 28b:19–20
- 4אוסרי לגפן · Genesis 49:11
- 5הודו על ארץ ושמים · Psalms 148:13
- 6נעוץ סופן בתחלתן · ס״י פ״א מ״ז. וראה לעיל א, ב ובמ״מ לשם.
- 7נעוץ סופן בתחלתן · Sefer Yetzirah 1:7
- 8ארץ נבראת תחלה · Chagigah 12a:16–17
مامار را به پایان رساندید؟
آن را بهعنوان آموختهشده علامت بزنید؛ در سیوم هفتگی و سالانه به شمار میآید.
در کارِ بندگی
یک ساعت بازگشت و اعمال نیک را برتر از سراسرِ زندگیِ جهانِ آینده بدان. در פסוקי דזמרה (פסוקי דזמרה, Pesukei deZimra؛ سرودهای ستایش) و شِماع، در این باره بیندیش که عوالم در سرچشمهٔ خود دچار خودنفیگریاند، تا اشتیاقی برانگیخته شود که سراسرِ روز پیوسته به ה׳ بمانی؛ چون بدن نمیتواند آن خودنفیگری را در خود نگه دارد، در شِماع تصمیم بگیر تورا بیاموزی، «و دربارهٔ آنها سخن بگویی»؛ تورا جان را با ה׳ یگانه میکند. از روی فروتنی مگو کسی که هنوز از بدی بیرون نیامده، نمیتواند به آن یگانگی برسد: خودِ ה׳ نفسِ الهی (נפש האלקית, Nefesh Elokis) را از نفسِ حیوانی (נפש הבהמית, Nefesh HaBahamis) جدا میسازد. در برکتها، دستکم در ظاهر با خمشدن هنگام گفتنِ «مبارک»، آن خودنفیگری را نشان بده و بگذار آنچه به ذهن میرسد به قلب نیز برسد، هرچند اندک.
پرسشهایی برای گفتوگو
- اگر تورا و میتصووت جامههایی برای بهرهمندی از جهانِ آیندهاند، چگونه ممکن است یک ساعت از آنها از سراسرِ آن بهتر باشد؟
- چرا حیاتبخشیدنِ ה׳ به عوالم، ستایشِ فروتنیِ اوست، نه عظمتِ او؟
- حضورِ موسی در ابر دربارهٔ چگونگیِ دریافتِ امرِ الهی از سویِ جانِ آفریده چه میآموزد؟
- چرا عشقی که در شِماع برانگیخته میشود باید به تصمیم برای آموختنِ تورا بینجامد: «و دربارهٔ آنها سخن بگویی»؟
- عبارتِ «آنکه تو را از سرزمینِ مصر بیرون آورد» چگونه پاسخِ کسی را میدهد که احساس میکند تا وقتی بدی در وجودش یکپارچه و پابرجاست، نمیتواند به یگانگی با ה׳ برسد؟